جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
röntgen
01
پرتونگاری کردن, رادیوگرافی کردن
-
اطلاعات دستوری
باقاعده
فعل کمکی
haben
گذشته ساده
röntgte
اسم مفعول
geröntgt
مثالها
Der Kopf wurde nach dem Unfall geröntgt
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پرتونگاری کردن, رادیوگرافی کردن