جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Rezept
[gender: neuter]
01
نسخه, نسخه دارو
Ein Zettel vom Arzt für Medizin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Rezept(e)s
شکل جمع
Rezepte
مثالها
Ich hole das Medikament mit dem Rezept.
من دارو را با نسخه میگیرم.
02
دستور پخت, دستور آشپزی
Eine Anleitung zum Kochen
مثالها
Das Rezept ist einfach.
دستور غذا ساده است.



























