جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Planung
01
برنامهریزی
Überlegung und Vorbereitung für etwas, das in der Zukunft gemacht werden soll
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Planung
شکل جمع
Planungen
مثالها
Die Planung der Reise hat viel Zeit gekostet.
برنامهریزی سفر زمان زیادی برد.



























