der ober
ober
o:bɐ
ob

تعریف و معنی "ober"در زبان آلمانی

Der Ober
01

پیشخدمت, گارسون

Ein Mann, der in einem Restaurant Gäste bedient 
der Ober definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Obers
شکل جمع
Ober
مثال‌ها
Der Ober bringt das Essen. 

گارسون غذا را می‌آورد.

ober
01

بالا, بالایی

Der höhere Teil 
ober definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
شکل عالی
oberst-
شکل تفضیلی
oberer
درجه‌ناپذیر
صرف‌پذیر
مثال‌ها
Die obere Schublade ist kaputt. 

کشوی بالایی شکسته است.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه