جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
meistens
01
اکثراً, معمولا، بیشتر موارد
Beschreibt etwas, das in den meisten Fällen oder gewöhnlich passiert
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
Ich gehe meistens früh ins Bett.
من معمولاً زود به رختخواب میروم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اکثراً, معمولا، بیشتر موارد
من معمولاً زود به رختخواب میروم.