جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Grundlage
[gender: feminine]
01
مبنا, اساس، پایه
Die Basis oder das Fundament, auf dem etwas aufgebaut wird
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Grundlage
شکل جمع
Grundlagen
مثالها
Mathematik ist die Grundlage vieler Wissenschaften.
ریاضیات اساس بسیاری از علوم است.



























