جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Camping
01
اردو, اردو رفتن، چادر زدن
das Verweilen im Freien, häufig in Zelten oder Wohnwagen, um die Natur zu erleben.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Campings
مثالها
Viele Leute interessieren sich für Camping.
بسیاری از مردم به کمپینگ علاقهمند هستند.
درخت واژگانی
camping
camp



























