جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
auskurieren
01
درمان کردن, بهبود بخشیدن، معالجه کردن
-
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
aus
فعل پایه
kurieren
فعل کمکی
haben
مثالها
Sie blieb einige Tage zu Hause, um ihre Erkältung auszukurieren.



























