جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ausgeglichen
01
متعادل, متوازن، خونسرد
Emotional stabil oder in einem harmonischen Gleichgewicht
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
am ausgeglichensten
شکل تفضیلی
ausgeglichener
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Nach Yoga bin ich immer ausgeglichener.
بعد از یوگا، من همیشه متوازنتر هستم.



























