جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
angeln
01
ماهیگیری کردن, صید کردن
Fische mit einer Angelrute fangen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
angele
سومشخص مفرد
angelt
وجه وصفی حال
angelnd
گذشته ساده
angelte
اسم مفعول
geangelt
مثالها
Er angelt gern im See neben dem Haus.
او دوست دارد در دریاچه کنار خانه ماهیگیری کند.
02
تلاش کردن (برای به دست اوردن), به دست اوردن
versuchen, etwas oder jemanden mit Geschick oder Aufwand zu bekommen
مثالها
Sie angelte sich eine Einladung zur Veranstaltung.
او یک دعوتنامه به رویداد را ماهیگیری کرد.



























