खोजें
bachoter
01
- , خود را برای امتحان آماده کردن (با عجله و در زمانی کوتاه)
व्याकरणिक जानकारी
सहायक क्रिया
avoir
वर्तमान कृदंत
bachotant
भूत कृदंत
bachoté
उदाहरण
L'étudiante a bachoté avant l'examen.
खोजें
- , خود را برای امتحان آماده کردن (با عجله و در زمانی کوتاه)