جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
se mettre en tête
01
در نظر داشتن, در فکر داشتن، در فکرش بودن
décider de faire quelque chose ou avoir une idée fixe
مثالها
Elle s' est mise en tête d' apprendre l' espagnol.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در نظر داشتن, در فکر داشتن، در فکرش بودن