جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le piercing
01
نگین (روی بدن)
petit bijou que l'on porte dans la peau ou un cartilage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
piercings
مثالها
Elle a un piercing au nez très discret.
او یک پیرسینگ بسیار محتاطانه در بینی دارد.



























