جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hibernar
01
به خواب زمستانی رفتن
pasar el invierno en un estado de sueño profundo para ahorrar energía
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
hiberno
سومشخص مفرد
hiberna
وجه وصفی حال
hibernando
گذشته ساده
hibernó
اسم مفعول
hibernado
مثالها
Un erizo hiberna desde noviembre hasta marzo.
یک جوجهتیغی از نوامبر تا مارس زمستانخوابی میکند.



























