جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La orfebrería
01
طلاکاری, نقرهکاری
arte de trabajar los metales preciosos para crear objetos decorativos o joyas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Visitamos un taller de orfebrería en Perú.
ما از یک کارگاه زرگری در پرو بازدید کردیم.



























