جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mimar
01
لوس بار آوردن, نازپرورده کردن
dar mucho cuidado, atención o regalos a alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
mimo
سومشخص مفرد
mima
وجه وصفی حال
mimando
گذشته ساده
mimó
اسم مفعول
mimado



























