جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
instaurar
01
راه انداختن, تأسیس کردن
establecer o poner en funcionamiento un sistema, norma o práctica
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
مثالها
El gobierno instauró un nuevo sistema fiscal.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
راه انداختن, تأسیس کردن