جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
derogar
01
لغو کردن, فسخ کردن
anular o eliminar oficialmente una ley o reglamento
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
derogo
سومشخص مفرد
deroga
وجه وصفی حال
derogando
گذشته ساده
derogó
اسم مفعول
derogado
مثالها
Prometieron derogar el impuesto.
آنها قول دادند که مالیات را لغو کنند.



























