جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cooperativo
01
مشارکتآمیز, تعاملی، دارای روحیه مشارکت
que muestra disposición para ayudar o trabajar con otros
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más cooperativo
شکل تفضیلی
más cooperativo
درجهپذیر
مفرد مذکر
cooperativo
جمع مذکر
cooperativos
مفرد مؤنث
cooperativa
جمع مؤنث
cooperativas
مثالها
Los estudiantes fueron cooperativos durante la clase.
دانشآموزان در طول کلاس همکاری نشان دادند.



























