جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Iron fist
01
رویه سختگیرانه
an attitude or approach that is cruel, and often unrestricted
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
iron fists
مثالها
The new director ran the department with an iron fist.
آنها قول دادند که ارتش با مشت آهنین به هر مقاومتی ضربه خواهد زد.



























