جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ice cube
01
قالب یخ
a small-sized piece of ice, typically shaped like a cube, used to cool the drinks
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ice cubes
مثالها
The bartender served the cocktail with several ice cubes to keep it chilled.
بارتندر کوکتل را با چند تکه یخ سرو کرد تا خنک بماند.



























