جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Good-for-nothing
01
بی مصرف, تنبل
an idle worthless person
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
good-for-nothings
good-for-nothing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most good-for-nothing
شکل تفضیلی
more good-for-nothing
درجهپذیر
مثالها
The project was delayed due to a good-for-nothing piece of equipment that kept breaking down.
پروژه به دلیل یک قطعه تجهیزات بیفایده که مدام خراب میشد، به تأخیر افتاد.



























