جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fire extinguisher
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fire extinguishers
مثالها
She quickly grabbed the fire extinguisher when the stove flames grew out of control.
او به سرعت کپسول آتشنشانی را برداشت وقتی شعلههای اجاق از کنترل خارج شدند.



























