جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to dry-clean
01
خشکشویی کردن
to clean clothing, bedding, or other fabrics using special chemicals and not water
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dry-clean
سومشخص مفرد
dry-cleans
وجه وصفی حال
dry-cleaning
گذشته ساده
dry-cleaned
اسم مفعول
dry-cleaned
مثالها
He decided to dry-clean his suit before the wedding.
او تصمیم گرفت کت و شلوارش را قبل از عروسی خشک شویی کند.



























