جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dead set
01
کاملاً مصمم, عزم خود را جزم کرده
firmly determined and focused on the task at hand
مثالها
She was dead set on finishing the report before midnight.
کاملاً مصمم بود گزارش را قبل از نیمهشب تمام کند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کاملاً مصمم, عزم خود را جزم کرده
کاملاً مصمم بود گزارش را قبل از نیمهشب تمام کند.