جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crack down on
[phrase form: crack]
01
شدیدا اقدام کردن
to take decisive measures to enforce rules or laws
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
down on
فعل پایه
crack
زمان حال
crack down on
سومشخص مفرد
cracks down on
وجه وصفی حال
cracking down on
گذشته ساده
cracked down on
اسم مفعول
cracked down on
مثالها
School authorities decided to crack down on cheating by implementing stricter examination protocols.
مقامات مدرسه تصمیم گرفتند با اجرای پروتکلهای امتحانی سخت�تر، برخورد جدی با تقلب داشته باشند.



























