جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bum deal
01
معامله بد, وضعیت ناعادلانه
an unfair, disappointing, or unfavorable situation or outcome
Dialect
American
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bum deals
مثالها
He got stuck with the extra work—a real bum deal.
او با کار اضافی گیر افتاد—یک معامله بد واقعی.



























