جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aunt fucker
01
حرامزاده, لعنتی
a contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
aunt fuckers
مثالها
That aunt fucker lied on his resume and got the job anyway.
آن حرومزاده در رزومهاش دروغ گفت و به هر حال شغل را گرفت.



























