جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sugar momma
01
مامان شکری, مادر شیرین
a wealthy older woman who gives money or gifts to a younger partner for companionship or intimacy
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
sugar mommas
مثالها
That sugar momma bought her boyfriend a new watch.
آن شکر مامان برای دوست پسرش یک ساعت جدید خرید.



























