جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheese fondue
01
فوندوی پنیر
a melted cheese dish often served as a communal appetizer or main course
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cheese fondues
مثالها
Tonight I want to try cheese fondue for the first time.
امشب میخواهم برای اولین بار فوندو پنیر را امتحان کنم.



























