جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to break one's back
01
از جان مایه گذاشتن, جان کندن
to work as hard as one can to achieve a particular result
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
She broke her back to keep the business alive during the crisis.
در دوران بحران از جان مایه گذاشت تا کسبوکار را سرپا نگه دارد.



























