جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hard pack
01
برف سفتشده
snow that has become compacted and firm, typically due to repeated freezing and thawing or heavy traffic
تخصصی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
hard packs
مثالها
The skiers had to adjust their technique to handle the hard pack snow on the slopes.
اسکی بازان مجبور شدند تکنیک خود را برای مقابله با برف فشرده در شیبها تنظیم کنند.



























