جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
big star
01
ستاره بزرگ, چهره مشهور
a highly famous and successful person in the entertainment industry, such as movies, music, or sports
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stars
مثالها
The singer performing at the concert is a big star known for her chart-topping singles.
خوانندهای که در کنسرت اجرا میکند یک ستاره بزرگ است که به خاطر تکآهنگهای صدرنشینش معروف است.



























