جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flying disc
01
دیسک پرنده, فریزبی
a plastic disc used in various recreational activities and sports, such as ultimate frisbee and disc golf
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
flying discs
مثالها
He tossed the flying disc across the park to his friend.
او دیسک پرنده را در سراسر پارک به سمت دوستش پرتاب کرد.



























