جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to do the cooking
01
چیزی را برای خوردن آماده کردن
to prepare and make meals or dishes
همآیی
مثالها
She enjoys doing the cooking for family gatherings.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
چیزی را برای خوردن آماده کردن