جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
in aid of
01
برای کمک به, به منظور حمایت از
with the goal of providing help or support to someone or something
همآیی
اطلاعات دستوری
مثالها
She baked cookies and sold them in aid of the local animal shelter.
او کلوچه پخت و آنها را به نفع پناهگاه حیوانات محلی فروخت.



























