جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Non-player character
01
شخصیت غیر قابل بازی (بازیکن در هدایت آن نقشی ندارد)
any character in a video game that is controlled by the computer itself rather than the playe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
non-player characters
مثالها
I talked to an NPC in the village who gave me a quest to find a lost artifact.
من با یک شخصیت غیربازیکن در روستا صحبت کردم که به من یک کویست برای پیدا کردن یک شیء گمشده داد.
02
شخصیت غیربازیکن, عروسک خیمه شب بازی
a person perceived as lacking independent thought or originality
عامیانه
مثالها
He's acting like an NPC, just repeating what everyone else says.
او مثل یک شخصیت غیرقابل بازی رفتار میکند، فقط حرف دیگران را تکرار میکند.



























