جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bowl over
[phrase form: bowl]
01
کسی را تحت تاثیر قرار دادن
to completely impress someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
over
فعل پایه
bowl
زمان حال
bowl over
سومشخص مفرد
bowls over
وجه وصفی حال
bowling over
گذشته ساده
bowled over
اسم مفعول
bowled over
مثالها
His performance in the play truly bowled over the entire audience.
اجرای او در نمایش واقعاً همه تماشاگران را مبهوت کرد.
02
سرنگون کردن, واژگون کردن
to cause something to fall by pushing or hitting it
مثالها
He accidentally bowled over the cup of coffee on the table.
او به طور تصادفی فنجان قهوه روی میز را واژگون کرد.



























