جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to scrimp and save
01
از خرج و مخارج کاستن, صرفهجویی کردن
to try to spend as little money as possible
اصطلاح
مثالها
They scrimped and saved for years to buy their first home.
آنها سالها از خرج و مخارجشان کاستند تا اولین خانهشان را بخرند.



























