جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to whistle in the wind
01
بیهوده تلاش کردن, آب در هاون کوبیدن
to make a fruitless attempt to solve a problem
اصطلاح
مثالها
Trying to fix the leak with tape was just whistling in the wind.
تلاش برای درست کردن نشتی با چسب، فقط بیهوده تلاش کردن بود.



























