جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
on top of the world
01
از خوشحالی روی ابرها بودن, از خوشحالی در پوست خود نگنجیدن
(of a person) feeling really happy or satisfied
تحسینآمیز
اصطلاح
مثالها
After getting the job offer, she felt on top of the world.
بعد از گرفتن پیشنهاد کاری، از خوشحالی روی ابرها بود.



























