جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go blank
01
از کار افتادن (ذهن), فراموش کردن
to fail to remember what one previously knew
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
I knew the answer, but my mind went blank when the teacher called on me.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
از کار افتادن (ذهن), فراموش کردن