جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bust a cap
01
تیراندازی کردن, شلیک کردن
to shoot bullets from a gun
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
In the crime film, the robber threatened to bust a cap if anyone moved.
در فیلم جنایی، دزد تهدید کرد اگر کسی تکان بخورد تیراندازی میکند.
LanGeek



























