جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
the apple of one's eye
01
نورچشمی, عزیز دردانه
a person that one loves and adores the most
مثالها
That old dog was the apple of his eye.
آن سگ پیر نورچشمی او بود.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نورچشمی, عزیز دردانه