جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to have (got) it made
01
آیندهاش تضمین شده بودن, کارش از این به بعد راه افتاده
to be in a position where one's success is guaranteed
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
With that high-paying job, he has it made.
با آن شغل پردرآمد، آیندهاش تضمین شده است.



























