
جستجو
to hang over
[phrase form: hang]
01
باعث نگرانی شدن
(of a threat, problem, concern, etc.) to exist and create a sense of worry or uncertainty about what will happen
Example
The threat of a looming deadline hung over the project, adding pressure to complete it on time.
تهدید یک مهلت نزدیک بر روی پروژه در سایه بود، و موجب نگرانی برای انجام آن به موقع شد.
The financial crisis continued to hang over the economy, affecting investment and spending.
بحران مالی به طور مداوم بر اقتصاد در سایه بود و موجب نگرانی در مورد سرمایهگذاری و هزینهها شد.

کلمات نزدیک