جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bottle out
[phrase form: bottle]
01
تصمیم ناگهانی برای انجام کاری گرفتن
to decide not to do something because of a sudden fear or anxiety
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
bottle
زمان حال
bottle out
سومشخص مفرد
bottles out
وجه وصفی حال
bottling out
گذشته ساده
bottled out
اسم مفعول
bottled out
مثالها
The speaker bottled out of giving the controversial speech.
گوینده از ارائه سخنرانی جنجالی منصرف شد.



























