جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to blow over
[phrase form: blow]
01
کم کم محو شدن
to slowly disappear or become less noticeable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
over
فعل پایه
blow
زمان حال
blow over
سومشخص مفرد
blows over
وجه وصفی حال
blowing over
گذشته ساده
blew over
اسم مفعول
blown over
مثالها
The disappointment blew over with time, and things improved.
ناامیدی با گذشت زمان از بین رفت و اوضاع بهتر شد.
02
با باد انداختن, با دمیدن انداختن
to use air to make something fall
مثالها
She accidentally blew the stack of papers over with a sudden sneeze.
او به طور تصادفی با یک عطسه ناگهانی کاغذها را پراکنده کرد.
03
با جریان باد حمل شدن, توسط باد واژگون شدن
to be carried by the flow of the wind
مثالها
The trash bins blow over when the wind is particularly strong.
سطلهای زباله واژگون میشوند وقتی باد به ویژه قوی است.



























