جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Top side
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
topsides
مثالها
The crew spent hours cleaning the topside of the ship to keep it in pristine condition.
خدمه ساعتها را صرف تمیز کردن قسمت فوقانی کشتی کردند تا آن را در شرایط عالی نگه دارند.



























