جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Top dog
01
فرد یا ارگان پرقدرت, فرد یا ارگان بانفوظ
a person who holds the highest rank in a particular group or organization
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
top dogs
مثالها
They were the top dog in the industry for years, but lost their position after a series of scandals.
آنها برای سالها سرآمد صنعت بودند، اما پس از یک سری رسوایی موقعیت خود را از دست دادند.



























